محمد مهدى ملايرى
392
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
نااهلان و تبهكاران در ترس و هراس باشند و اين را هم بدان كه تو بر آنها مسلط نخواهى شد مگر هنگامى كه خويشان و همسايگان آنها را مراقبت آنها و وسيلهء تربيت آنها گردانى » و از اين قبيل گفتهها كه در غرر السير آورده است . و آنچه هم مسعودى از اين عهد نقل كرده عبارت كوتاهى است در رفعت اخلاق و كرم و كوشش پادشاهان . و اينك براى نمونه برگردان فارسى چند قطعه از اين عهد در زير نقل مىشود : « وزير تو بايد نزد تو پذيرفته سخن و بلند منزلت باشد تا منزلت او در نزد تو و اطمينان آرايشخاطر وى او را از اينكه به ديگرى سر فرود آورد يا نزد كسى اظهار عجز كند يا چاپلوسى نمايد باز دارد و اعتمادش به تو او را در نصيحت و راهنمايى با تو يكرو و صميمى و با كسى كه آهنگ فريب تو يا نقص حقى از تو را دارد معارض و ستيزهگر باشد . « و چون رأى و نظرى اظهار داشت كه مخالف با رأى تو و در نظر تو بر خلاف صواب بود به او بدگمان مشو نظر او را با ترشرويى رد مكن زيرا چنين رفتارى او را ناتوان گرداند و از اظهار رأى در جاهايى هم كه صواب آن براى وى آشكار باشد باز خواهد داشت آنچه از آراء وى بدانها راضى شدهاى بپذير و آنچه را كه نمىپذيرى بيم خود را از زيانى كه ممكن است از آن عايد شود براى او بازگوى تا همه از راهنماييها و ادبآموزيهاى تو بهرهمند شوند » . « زنهار كه كسى ديگر از پيرامونيان و خاصان و ديگر خدمتگزاران خود را به منزلت و پايهء او نرسانى و آنها را در سخنگويى در نزد خود و اظهارنظر ذر امر رعيت و كشور دلير نسازى ، كه نه اعتمادى به درستى رأى و نظر آنها هست و نه اطمينانى به فاش نشدن رازهايى كه با آنها در ميان مىگذارى » . « 1 » پادشاه بايد براى ستايش و نكوهش و تشويق و تنبيه ، خودش اندازه بشناسد تا چنان نشود كه از زبانش چيزى برآيد كه با كردارش ناسازگار باشد . « 2 »
--> ( 1 ) . الوزراء و الكتاب ، ص 5 و 6 . ( 2 ) . السعاده و الاسعاد ، ص 83 .